یادم می آید بعد از ظهر یک روز بارانی، مردی با بارانی گاباردین خاکستری و ته ریش، برگه هایی در کارتیه لاتن پخش می کرد. توی آن برگه ها پرسش نامه ای بود که مربوط می شد به یک تحقیق در مورد جوانی. سوال ها به نظرم عجیب می آمدند: ساختار خانوادگی شما چگونه بوده است؟ جواب داده بودم: ساختاری نداشته ام. خودتان فکر می کنید پسر (یا دختر) خوبی برای والدین تان هستید؟ هیچ وقت پسر کسی نبوده ام.  با تحصیلاتی که فرا گرفته اید، قصد دارید به پدر و مادرتان احترام بگذارید و خودتان را با محیط اجتماعی تان وفق دهید؟ تحصیلاتی نداشته ام. ترجیح می دهید انقلاب کنید یا به تماشای چشم اندازی زیبا بنشینید؟ تماشای چشم انداز زیبا…

قسمتی از متن کتاب تصادف شبانه