اخلاق زنانه‌نگر (یا فمینیستی) تلاشی است برای بازبینی، صورت‌بندی مجدد یا باز اندیشی اخلاق سنتی از آن حیث که چنین اخلاقی تجربه اخلاقی زنان را ناچیز می‌انگارد یا بی‌ارزش می‌کند. از جمله آلیسون جگر، فیلسوف زنانه‌نگر، اخلاق سنتی را بابت کم‌توجهی به زنان به پنج شیوه مرتبط به هم سرزنش می‌کند. نخست: اخلاق سنتی نسبت به موضوعات و علایق زنان در مقابل موضوعات و علایق مردان، دغدغه کمتری نشان می‌دهد. دوم: اخلاق سنتی، موضوعات اخلاقی‌ای را که در به اصطلاح جهان خصوصی مطرح می‌شوند پیش‌پا افتاده می‌داند، حوزه‌ای که در آن زنان خانه‌داری می‌کنند و از بچه‌ها، بیماران و سالخوردگان مراقبت می‌کنند. سوم: اخلاق سنتی به طور کلی حاکی از آن است که زنان به اندازه مردان اخلاقا بالغ یا عمیق نیستند. چهارم: اخلاق سنتی به خصوصیاتی که به لحاظ فرهنگی مردانه‌اند مانند «استقلال، خودآیینی، خرد، اراده، احتیاط، سلسله مراتب، تسلط، فرهنگ، تعالی، تولید، زهد، جنگ و مرگ» بیش از حد ارزش می‌دهد در حالی که به خصوصیاتی که به لحاظ فرهنگی زنانه‌اند مانند «وابستگی متقابل، اشتراک، ارتباط، مشارکت، عاطفه، بدن، اعتماد، نبود سلسله مراتب، طبیعت، درون‌ماندگاری، فرایند، شادی، صلح و زندگی» کم بها می‌دهد. پنجم و دست آخر: اخلاق سنتی شیوه‌های «مردانه»ی تعقل اخلاقی را که بر قواعد، حقوق، کلیت و بی‌طرفی تاکید می‌کنند بر شیوه‌های «زنانه»ی تعقل اخلاقی که بر روابط، مسئولیت‌ها، جزئیت و جانبداری تاکید دارند ترجیح می‌دهد.

برخی از اخلاق‌دانان زنانه‌نگر بر موضوعاتی تاکید می‌کنند که به خصوصیات و رفتارهای زنان، به‌ویژه خصوصیات و رفتارهای مراقبتی‌شان، مربوط است. در مقابل، دیگر اخلاق‌دانان زنانه‌نگر بر علت‌ها و معلول‌های سیاسی، حقوقی، اقتصادی و یا ایدئولوژیکی‌ شان زنان در مقام جنس دوم تاکید می‌کند. اما فارغ از این‌که این تاکیدها چگونه باشند، همه اخلاق‌دانان زنانه‌نگر در یک هدف اشتراک دارند: ایجاد نوعی اخلاق جنسیتی که در صدد حذف یا دست‌کم اصلاح سرکوب هر گروهی از افراد، به‌ویژه زنان، است.