شما هيچوقت براي انجام تمام كارهايي كه بايد انجام بدهيد فرصت كافي نداريد. شما به معناي واقعي كلمه در انبوه كارها، مسئوليت هاي فردي، پروژه ها، روزنامه ها و مجله هاي زيادي كه بايد بخوانيد و كتاب هايي كه روي هم انبار شده اند تا يك روز، به محض اينكه فرصتش را پيدا كرديد، به سراغ آنها برويد غرق شده ايد. اما واقعيت اين است كه هيچوقت نمي توانيد عقب افتادگي خود را جبران كنيد و از كارهايتان جلو بيافتيد. هرگز نمي توانيد آنقدر از كارها پيشي بگيريد كه بتوانيد تمام آن كتاب ها و نشريه ها را بخوانيد و نيز به تفريحاتي كه هميشه آرزويش را داشته ايد بپردازيد.

شما فقط از این طريق مي توانيد وقت و زندگي خود را تحت كنترل درآوريد که روش فكر كردن، كاركردن و نحوه روبه رو شدن با سيل بي پايان كارهايي است كه هرروز بر سرتان مي ريزد را تغییر دهید…