بی‌شک همه نام جاناتان مرغ دریایی را شنیده‌ایم. کتاب کوچک ریچارد باخ داستان یک مرغ دریایی به نام جاناتان را برایمان می‌گوید که او برخلاف مرغان دریایی دیگر که فقط فکر غذا خوردن و سیر شدن هستند، می خواهد تا آنجا که می‌تواند تندتر و بالاتر پرواز کند. آن‌ها که این تفاوت جاناتان را دوست ندارند، او را از گله‌ی خود بیرون می‌کنند.
حالا که جاناتان با تنهایی و گستردگی آسمان مواجه شده است به دنبال سرنوشتش تا آنجا که می‌تواند پرواز می‌کند. او در ادامه با مرغ دیگری آشنا می‌شود که به افکارش نظم می‌بخشد و مسیر را برای رسیدن به هدف نشانش می‌دهد.
مسیری که مخاطب با دنبال کردن جاناتان در این کتاب می‌تواند به آن دست پیدا کند.
برای یافتن این مسیر، بی‌شک باید جاناتان را دید، باید او را شنید و در این مسیر با او پرواز کرد.