کتاب ماندگار «جاناتان مرغ دریایی» اثر ریچارد باخ، نویسنده و خلبان آمریکایی، روایتی است از زندگی همه­ ی انسان‌ها؛ همه­ ی انسان‌هایی که به زندگی در اجتماع خودساخته خو کرده‌اند و هیچ  برون رفتی از قوانین و چهارچوب‌های خودساخته متصور نیستند. ریچارد باخ در این کتاب اما، از زبان یک مرغ دریایی داستان خواست و نیاز انسان به پرواز و رها شدن از این ساختار خودساخته را روایت می‌کند؛ داستان پرواز برای یافتن خقیقت زندگی.

قهرمان داستان او در این کتاب ـ جاناتان؛ مرغ دریایی ـ  دوست دارد تندتر و بالاتر از همنوعشان پرواز کند اما این تغییر در شخصیت و ساختار زندگی، چیزی نیست که سایر اعضاء فوجی که عضو آنهاست، دوستش بدارند و به همین خاطر او از آن جمع رانده می‌شود و این رانده شدن برای وی سرآغاز خودشناسی و کشفی تازه از خودش است که در نهایت آن را به سایر همنوعان خود نیز آموزش می دهد.

داستان ریچارد باخ، داستان مطرود شدگان ظاهری از جامعه بشری است که با آموزش درست، قادر می شوند معنا و حس دقیق زندگی و زیست عالمانه و عاشقانه را کشف کنند و با نگاهی شفقت‌انگیز آن را در اختیار هر کس دیگری قرار دهند که شوق آموختن دارد. افرادی که بر زمین باقی مانده اند و پای چسباندن به خاک را بر نمی‌تابند و سعی در پریدن از حصارها و چهارچوب‌های پیرامونشان را دارند.

ساخت و وجود این کتاب بر عصیانگری بنا نهاده شده است. چیزی که با زندگی و زیست نویسنده کتاب نیز همخوان است؛ عصیانگری برای تغییر و تحول برای کشف ساحت‌های تازه زندگی، برای خلق معنای تازه‌ای از زیستن، برای انسان بودن و انسان ماندن، برای راکد نبودن، برای پرواز. باخ به عنوان یک خلبان آمریکایی بخش عمده‌ای از زندگی خود را به پرواز و کشف موقعیت‌های مختلف زیستی بر مبنای حس روحی و فیزیولوژیکی موجود در آن گذراند و سرانجام نیز جانش را در همین راه از دست داد.

ایده این کتاب بنا به گفته خود وی از دوران نوجوانی و از اوایل دهه شصت با او بوده است و در واقع حاصل تماشای تقلای مرغان دریایی برای پرواز در هنگام هوانوردی‌هایش است.