موريسون در دهمين رمان خود به فضاهاي تازه‌اى دست يافته است، رمان کوچک و کم‌حجم «خانه» را در روزهايي نوشته است که در غم از دست‌ دادن پسرش سوگوار بود. موريسون گفته است: «روزهايى بود که فکر مي‌کردم ديگر نمى‌توانم بنويسم، آدم‌ها تسلي‌ام مى‌دادند، اما اين تسلى کمکى به من نمى‌کرد، من چيزهايي را در زندگي از دست داده بودم و تنها باقى‌مانده‌ى دنيا برايم نوشتن بود که به “خانه” ختم شد و نجاتم داد.»

اين نويسنده‌ى سياه‌پوست امريکايى در 81 سالگى داستانى حماسي خلق کرده است. روايتي از حال‌وروز مردى خسته به نام «فرانک» که راهى جنگ مى‌شود و همراه ارتش راهى آن‌سوى آب‌ها و بعد از بازگشت با مفاهيم تازه‌اى در زندگى شخصى و روابطش روبه‌رو مى‌شود. داستان در اوايل دهه‌ى 50 مى‌گذرد و رابطه‌ى پيچيده‌ى آدم‌ها و بازگشت به گذشته‌شان به نوعي حکايت از نقش پُررنگ گذشته‌هايى دارد که آدم‌ها با آن تسويه‌حساب نکرده‌اند.

توني موريسون تاكنون جوايز معتبرى چون نوبل ادبيات و پوليتزر را از آن خود كرده است. از او به عنوان نويسنده‌اى ياد شده كه رمان‌هايش سرشار از عناصر بصرى و مضامين شاعرانه هستند و به واقعيت زندگي امريكايى جان مي‌بخشند.