رمادی اثر متفاوتی از  آرش جواهری است که با این جمله آغاز می شود: نویسنده باید شرف هنر را پاس بدارد. نویسنده‌ی «رُمادی» بر این ادعاست که به شیوه‌ای نو داستان خویش را روایت کرده که اگر چه هرگز در حوزه‌ی ادبیات معاصر نمونه‌ای نداشته، اما بی‌گمان از دل سنتی کهن برآمده است.  داستان رُمادی را می‌توان از هر کجا خواست آغاز کرد و پایان داد، از هر فصل (دهلیز) و حتا بیشتر، گاه از هربند و هرپاره؛ و باز از همین روست که این ساختار داستانی که عمیقاً از سایر اشکال ادبی همچون شعر، قصار، حکایت و قصه‌نویسی نیز بهره می‌جوید، توانسته در نهایت ایجاز داستان بزرگ تاریخِ یک دولت شهر خیالی را با بی‌شمار وقایع شگرف و تحولات و حوادث غریبش در فضایی آمیخته از سحر و فانتزی از اساطیر کهن آن تا پیش‌گویی‌های آینده‌اش در حجمی چنین قلیل بگنجاند چندان که پس از خواندن آن، چیزی از داستان نخواهد بود که خواننده قادر باشد بی‌دریغ آن‌را به فراموشی سپارد، یعنی تنها هرآن چه که باید، و بدان‌سان که باید، گفته شده است.