جوان های پتک به دست به قبرهای اختر و امیر می رسند، صدای خرد شدن قاب شیشه ای عکس اختر رعشه در جانم می اندازد. دست ملیحه آشکارا در دستم می لرزد. جوان دومین پتک را برسنگ قبر فرود می آورد. صدای پتک ها در صدای جمعیت گم می شود: « نه شرقی، نه غربی … »

جوان های کلنگ به دست به کمک جوان های پتک به دست می آیند.

ملیحه زیر گوشم می گوید « گل بانو … »

صدایش می لرزد …

– از متن کتاب –

.

شماره مجوز: 052049-14220-8

.