کار دختر و پسر جوانی به خاطر توقع های زیاد دختر، به جدایی می کشد. پسر می رود و زندگی دوباره تشکیل می دهد و دختر در تنهایی خودش، متوجه اشتباهش می شود. بعد از ماجراهایی دختر و پسر داستان، دوباره به هم می رسند. به نظرتان از سوژه ای تا به این حد تکراری و کلیشه ای می شود داستانی خوب و خواندنی درآورد؟! نازی صفوی نشان داده که می شود. او در دالان بهشت با پرداخت خوب روحیات دختر توانسته کاری متفاوت ارائه بدهد. نازی صفوی، متولد ۱۳۴۶ در تهران است. کتاب اولش، دالان بهشت در سال۱۳۷۸ منتشر شد و از آن موقع تا حالا سومین کتاب پرفروش ۱۴سال اخیر بوده است ( بعد از بامداد خمار و چراغ ها را من خاموش می کنم ) و بیش از 50 بار تجدید چاپ شده است.. داستان بعدی او، برزخ اما بهشت سال۸۳ منتشر شد و نشان داد که با نویسنده ای کم کار طرف هستیم.
نازی صفوی پیشتر در مورد این کتاب گفته است: «دالان بهشت را به اصرار یکی از دوستانم به چاپ رساندم و هیچ قصدی برای نویسنده شدن و چاپ کتاب نداشتم و ندارم. ولی خوشبختانه کتاب به چاپ سوم رسید و با استقبال خوانندگان روبه رو شد. این برخوردها و نامه های مردم است که همچنان به من روحیه می دهد. حتی هفته پیش در آمریکا کتاب دالان بهشت ترجمه شد و من از کشورهایی مثل استرالیا، انگلیس، کانادا و… نامه و ای میل دارم. نوشتن دالان بهشت از یک یادداشت کوچک پشت جعبه دستمال کاغذی ماشین شروع شد؛ وقتی که پشت چراغ قرمز گیر کرده بودم. بعد هم برزخ اما بهشت را نوشتم. الان هم ۳ تا کتاب دارم که معلوم نیست کی تمام می شود.»
قسمتی از این رمان زیبا:
لحظه هایی در زندگی هست که توی ذهن آدم حک می شود. مثل یک عکس و تصویر همیشه توی ذهن، دست نخورده و ثابت می ماند و آدم به گذشته که بر می گردد، درست به روشنی روز اول جلوی چشمش نقش می بندد. خاطرات روزهای اول من و محمد چنان روشن توی ذهن من حک شد که سال ها بعد هم تازگی روز اول را داشت. بعدها یاد آن روزها و لحظه ها که می افتادم گرمای دست های با محبت، زلالی نگاهش، آهنگ مردانه و مهربان صدایش و عطر تنش چنان توی وجودم می پیچد که احساس می کردم رویم را که برگردانم باز در کنارم است.
نسخه صوتی کتاب دالان بهشت را می توانید با اجرای گرم «آنالی طاهریان» از سایت آوانامه دانلود کنید.